ابن المقفع ( مترجم : منشي )

342

كليله و دمنه ( فارسي )

ظاهر است . زاهد گفت : با اين همه [ 1 ] ، هر چند كه هر چه طبع را به دو ميلي تواند بود وجود او بر عدم راجح است ، نيك بخت نشمرند آن را كه آرزوي چيزي برد كه بدان نرسد ، چه تعذّر مراد و ادراك سعادت پشت بر پشت‌اند [ 2 ] ؛ و اگر فرا نموده شود كه قناعت با آن سابق است هم مقبول خرد نگردد ، چه قناعت از وجود ستوده‌ست و از معدوم قانع بودن دليل وفور دناءت و قصور همّت باشد . و اين زاهد سخن عبري نيكو گفتي و دمدمه‌اي [ 3 ] گرم و محاورتي لطيف داشت . مهمان را سخن او خوش آمد و خواست كه آن لغت بياموزد . نخست بر وى ثنا كرد و گفت : چشم بد دور باد ! نه فصاحت ازين كامل‌تر ديده‌ام و نه بلاغت ازين بارع‌تر [ 4 ] شنوده بگداخت حسود تو چو در آب شكر زانك * در كام سخن به ز زبانت شكري نيست قال عليه السّلم : إنّ من البيان لسحرا [ 5 ] . توقّع ميكنم كه اين زبان مرا بياموزي ، و اين التماس را چنان كه از مروّت تو سزد بإجابت مقرون گرداني ، چه بي سابقهء معرفت در اكرام مقدم من ملاطفت واجب ديدي و در ضيافت ابواب تكلّف تكفّل كردي ؛ امروز كه وسيلت مودّت و دالّت [ 6 ] صحبت حاصل آمد اگر شفقتي كني و اقتراح [ 7 ] مرا بإهتزاز [ 8 ] تلقّي

--> [ 1 ] . ( 1 ) با اين همه بجاى « با وجود اين » و « مع ذلك كلّه » و « با اين حال » و غيره استعمال مىكند . و مكرّر به كار برده است . مثلا 245 / 12 و 268 / 3 و 291 / 1 ح و 312 / 12 و 330 / 9 و 332 / 8 ديده شود . [ 2 ] . ( 3 ) پشت بر پشت متضادّ ، منافي يكديگر . جمله قدري پيچيده است ؛ مراد اينست كه بمراد نرسيدن منافي سعيد بودن است ، و اينكه كسي بگويد قناعت بهتر است تا اينكه انسان بمراد خود نائل شود مورد قبول نيست . [ 3 ] . ( 6 ) دمدمه سخني نرم به صوتي بم و گرم و ملايم كه شنونده را بتسليم وا دارد ؛ نيز 257 / 1 ديده شود . [ 4 ] . ( 8 ) بارع‌تر بارع از براعت است و بمعني بي همتا و كامل و تمام ؛ نيز 17 / 4 ح و 27 / 12 ح ديده شود . [ 5 ] . ( 10 ) إنّ من البيان لسحرا براستي كه از زبان آوري و فصاحت ( نوعي هست كه ) جادوگري است . لسحرا مبتداى مؤخّر است و من البيان خبر آن كه به جهت مزيد تأثير مقدّم آورده است ( ميداني در مجمع الأمثال ) . [ 6 ] . ( 13 ) دالّت رجوع شود به 65 / 16 ح و 97 / 9 ح و 120 / 3 ح و 285 / 4 ح . [ 7 ] . ( 13 ) اقتراح چيزي از كسي در خواستن ( بيهقي و زمخشري ) . در تاريخ بيهقي آمده است ( ص 42 چاپ فيّاض ) : از بهر بزرگ زادگي تو كه دست تنگ شده‌اي و بر ما اقتراحي كني ترا حقّي گزاريم . و معزّي گويد ( ديوان 720 ) : ازو عقل در فضل كرد اقتراحي * و زو بخت در جود كرد امتحاني [ 8 ] . ( 13 ) اهتزاز 15 / 7 ح و 32 / 11 و 34 / 13 و 242 / 8 و 341 / 5 ديده شود .